ياد

یادمه که داشتم خیاطی می کردم که عکساشو آوردند عکسارو که دیدم دلم هوری ریخت و بی

اختیار به خودم گفتم دیگه بر نمی گرده . . . ازآنروز چند سال می گذره و ماه فروردین که

می شه نا خود آگاه یاد آنروز می افتم . . .

/ 3 نظر / 2 بازدید
مهدی

سلام عیدت مبارک چشم اول یه چیزی مینویسم بعد شما نظر بدید اميدوارم موفق باشيد دوست جوان مهدی/

الهام

سلام سمای عزيز عيدتون مبارک ممنون از لطفت .شما هم زيبا می نويسی . خوشحال ميشم بعد از اين نظراتت رو بشنوم. در پناه حق موفق باشي .

حامد آقا

تا خدا راهی نمانده شما به خدا معبر زده ايد يه نفر اون ور معبر منتظرته خوشا به سعادتت ... به حالت غبطه می خورم