ازهر ورودی که وارد مشهد بشی انگار تمام وجودت میگه حرم،حرم وبا تمام وجودت دستت

 

رو روی سینت میذاری که بگی السلام علیک یا  ...

از هر خیابونی که گنبد طلایی بزرگش رو ببینی دیگه فاصله رو حس نمی کنی و خودت رو

 

در همون صحن وسرا پیدا میکنی .

 

بعد یادت می افته که یه روز امام رضا علیه السلام برای مردم ازیه زنجیره طلایی سخن گفت

 

که همشون یه چیز روگفته بودند که ازپیامبرصلی الله عليه واله  شنیده بودندکه خداوند فرموده 

 

لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی. لا اله الا الله حصار محکم من است

 

هركس وارداین حصار شود ازعذاب من در امان است.بعد امام چند قدمى حركت كردند و

 

سپس برگشتند و فرمودند: بشرطها وانا من شروطها،

 

در حقیقت این سلسله طلایی یک کلمه رو تاکید کردند واون توحید وباوراینکه بجزاوهیچکس

 

نیست و حبل متین همون امامتی است که امشب به خاطر یکی از اونا آسمون نور بارانه.

 

اینکه گفته شده که هرکسی امام رو آنطور که حقش است زیارت کنه بهشت برش واجبه

 

یعنی باورهمین کلمه طلایی باتمام شروطش یعنی وقتی از حرم اومدی بیرون دیگه از هیچ

 

چیزو هیچ کس نترسی

 

و تمام امیدت به اوباشه...