امروز یه تسبیح کریستال آبی رنگو به نوه کوچولوم نشون می دادم می دیدم که با

یه دقت و تمرکزی بهش نگاه می کرد که هیچ چیز نمی تونست حواسشو پرت کنه

اون می خواست بشناسه و بفهمه.

به نظرم رسیدبرای من همه چیز همه روز همینطوری باید جدید باشه

اما وقتی چیزیومی بینم با معلومات ذهنی ام فوری تطبیقش می دم و از دانش بیات

شده ام برای توضیحش استفاده می کنم .

بخاطر همینه تعداد چیزایی که ازش لذت می برم کمن و منو دچار رخوت و

افسردگی می کنن

وبرای شاد بودن هی دنبال چیز جدیدی می گردم !!

در حالی که اگرهرچی می بینم  الان، برای بار اول ببینم؛ می تونم روش تمرکز

کنم و فهم جدیدی ازش کشف کنم. 

اونوقت دیگه دنیا تکرار نیست بلکه نو و جدیده. 

لبس جدید 

          خلق جدید  

                     نگاه جدید

                                       و دریافت و ادراک جدید.

حالا دنیا این شکلی قشنگ نیست ؟

منصف باشیم .