امروزبرسنجها بکوبیدتا نشنوم  درکربلا، جهانی را به مذبح می برند

امروز بر طبلها چنان محکم بکوبید که نشنوم صدای پای دخترکانی را

که بر خاک تفتیده می دوند

امروز محکم زنجیر زنید تا نشنوم صدای آه زنی که با دستانش نیزه ها

را در جستجو به کناری می زند

امروز بکوبید تا کر شوم

تا نشنوم صدای کودکی را که گلویش به یکباره دریده شد

بکوبید تا نشنوم صدای حسرت آبی که  بر آب ریخته شد

امروز کاش  حتی کور شوم تا نبینم قرآن را که بر روی زمین

ورق ورق شد  

کاش مرثیه خوانی نخواند که دلم پاره پاره شد

امروز از سکوت متنفرم