این شبا کانالای تلویزیونو که نگاه می کنی همشون یه ساز می زنن

یادآوری سالهای جنگ!

عده ای خوششون نمیاد  ودلزده شدند؟!

اما وقتی به اون سالها برگردیم می بینیم که یه چیزی توی اون سالها بود

 که امروزیا، طعم صفا، درون زلال وسفیدشو، نچشیدند

 واگراین این طعم زیبارو روی زبون نفسشون مزمزه می کردند آنوقت

یه نفسی دراین دودودم تازه می کردند ٠

یادتونه قدیما بچه ها آینه رو برمی داشتند وباهاش بازی نور می کردند 

هی جلوی آفتاب  می رقصوندنش ونورش می خورد به این وانور وبعد

 قهقه های بلندشون فضارو پرمی کرد ؟

انگار بچه های اون زمان (دفاع مقدس) همون رقص نوربودند که

انعکاسشون فضای دلهارو نورانی کرده بود و همه بجای خنده مبهوت

این رقص بودند واز زلالی این نور اشک بود که از چشم همه جاری

می شد !

آنوقت امروز یه آدم تاریک نه هزارتا

پیدابشه بخواد این نورو (قرآن)خاموش کنه 

نمی دونه که این نور به یه مخزن محکم متصله

اما این وسط ما یادمون باشه که  اهانت به نور اگرچه به ظاهر

اثروضعیی نداره

اما بی اثرم نبوده همینکه امروز مردم خوبی وصفارو داستانی در

 کتاب قصه مادربزرگاشون می دونند وتاریخ مصرف این مفاهیم رو

 منقضی می دونند

این اثرهمون حرکت ناقصیه که در طول تاریخ آدمای تاریک درمورد

قرآن ومصادیقش کردند

روزدهم محرم ۶١هجری یه نمونه بلندشه