وقتی ازبیرون به دنیا نگاه می کنی همه چیز زیباست!

نه غمو درد آور میبینی !

نه دردی را حس می کنی ! 

داستانی بی نهایت ، تنیده در هم ، فرچه شکوه جمال وجلال الهی،

رنگ زیبای هستی .

دقیقا مثل وقتی میمونه که شماچهارفصل سالو داری برای دیگری

توصیف می کنی! اون لحظه نه سردته

نه گرمته نه موهاتو بادمی بره ونه دمدمی بودن هوای بهار مستاصلت می کنه !

تو داری توصیف می کنی وفقط زیبایی می بینی نه زیبایی بگی !

اما وقتی درون دنیایی، اجزای دنیا مثل ... تورو غمگین می کنه ! 

گاهی هم پر از امیدی و گاهی ناگهان در آخر خط.

یادمون نره تو گرفتاری دنیارو از بیرون ببینیم !

این یه تکنیکه!

راستی چندروز پیش عبارت "مارایت الا جمیلا " رو از کی شنیدیم ؟