درباره نویسنده
سما
نگاه همه ما به سوی آسمونه، تاشاید بارون بباره مارو خوب بشوره وما اون گلی بشیم که بسوی نور می گرده!
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • سما
صفحات اختصاصی
  • شایدم صفحه آخر
  • <
مطالب اخیر
  • درخاطرمنی
  • پیام تار موی سفید
  • هدیه های خدا
  • مبارک
  • چقدر فاصله تا شاهراه اخلاص؟
  • یلدا بلندترین شب
  • وقتی راننده تاکسی معلم من می شود
  • بازهم غفلت
  • حی علی العزا فی ماتم الحسین
  • اینگونه نباش
  • روزشهادت امام صادق تسلیت باد
  • تولدت مبارک
  • قاب زیبا
  • عالم محضر خداست
  • شب احیا روز سبقت
  • تعزمن تشاء و...
  • دا و ود
  • عمیق مثل دریا
  • آدم عوضی عوضیه عوضم نمیشه
  • الصبرمفتاح الفرج
  • تا مادر هست نیازی به دایه نیست
  • مدتهاست دلم گرفته
  • زیباتر ازتو
  • دارالقرار بکامت
  • پازل
  • هستم؟!!
  • تولد
  • احساس بد بودن
  • ره آورد سفر
  • امروز عاشورا ست . کاش کر می شدم
کلمات کلیدی مطالب
  • آل عبا (۱)
  • اسارت (۱)
  • اعتکاف (۱)
  • انسان (۱)
  • انهار (۱)
  • بازی لفظ (۱)
  • برق (۱)
  • برگردیم (۱)
  • بی تفاوتی (۱)
  • پناه (۱)
  • تازگی بهار (۱)
  • تصور (۱)
  • تفتیده (۱)
  • تماشاگر (۱)
  • توشه (۱)
  • جشن (۱)
  • چندروز (۱)
  • حجاب (۱)
  • حلقه واسط (۱)
  • حول (۱)
  • خشوع (۱)
  • خنده ملیح (۱)
  • در (۱)
  • دل (۱)
  • دندونای صاف (۱)
  • دیدنی (۱)
  • ذکر (۱)
  • رحمت (۱)
  • زمان (۱)
  • سرمشق (۱)
  • سرک (۱)
  • سنگ (۱)
  • سوپاپ (۱)
  • سوزن (۱)
  • شب شناخت (۱)
  • شهادت (۱)
  • صدف (۱)
  • ظهور (۱)
  • عائذ (۱)
  • عبادت (۱)
  • عشق کهنه (۱)
  • عصب (۱)
  • عقیده (۱)
  • علی (۱)
  • عیسی (۱)
  • غفلت (۱)
  • فاطمه (۱)
  • فشار (۱)
  • قدر (۱)
  • قدسی (۱)
  • قهقهه (۱)
  • مــــرام (۱)
  • مسافرت (۱)
  • معادله (۱)
  • معلم (۱)
  • میزان (۱)
  • نشانه (۱)
  • نگاه (۱)
  • نمونه (۱)
  • هدنه (۱)
  • هوشیاری (۱)
  • کوچ (۱)
  • یاران حل شده (۱)
  • یلدا (۱)
  • یکتای خدا (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • آبان ۸٦
  • مهر ۸٦
  • شهریور ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
دوستان من
  • بادل
  • پرپرواز
  • ادیان
  • می ناب
  • ميخانه
  • لغت نامه
  • سياست
  • طواف دل
  • فقط خدا
  • گل نرجس
  • ازجنس خدا
  • مونسم خدا
  • مرواريدعرفان
  • بچه های قلم
  • آیت الله هادوی
  • صهبای رضوان
  • فلسفه وحکمت
  • رساله های جهان
  • دانشگاه ادیان ومذاهب
  • عشق به خدا شاهراه به
  • كجاييد اي شهيدان خدايي
  • سید امیر حسین میر حسینی
  • وب سایت رسمی دکترفعالی
  • میان عاشق ومعشوق هیچ
  • قسمت فرهنگی کانون
  • طاووس اهل جنت
  • دانشکده الهیات
  • محراب انديشه
  • تخريبچی دوران
  • مشق شاعرانه
  • خرقه سوخته
  • نیلوفردریایی
  • قطره ازدریا
  • يوسف زهرا
  • بوی سیب
  • سايه خود
  • بوی باران
  • پرنده آبي
  • فاطيما
  • دل آرام
  • حوریب
  • پژوهه
  • فراق
  • تقویم
  • بنیادبین المللی علوم وحیانی اسراء
کدهای اضافی کاربر


سما
درخاطرمنی
نویسنده: سما - سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩۱

امشب داشتم کمدمو تمیز می کردم به یه کاغذ برخوردم که دیدم دقیقا 25 سال پیش

شاید مثل یه همچین شبایی روی کاغذ نوشتمش !

نمی دونم گوینده این کلمات کیه هرکه هست انگار از نای من بیرون اومده وتوی

اون شرایط این کلمات بهم چسبیده بود.

امشب که دوباره خوندمش نسبت بهش همون تازگی و احساسو دارم

بیادت و به عشق ومحبتت اینجا به یادگار می ذارم ومی گم همه دیشب با صلواتی

تو رو مهمون خونشون کردن

بیاد ماباش

وهمچنان در خاطر منی

واما اون نوشته قدیمی

ای رفته از برم به دیاران دوردست!

با هر نگین اشک به چشم تر منی

هر جا که عشق هست و صفا هست و بوسه هست

در خاطر منی

هر شامگه که جامه نیلین آسمان

پولک نشان ز نقش هزاران ستاره است

هر شب که مه چو دانه ی الماس بی رقیب

بر گوش شب به جلوه چنان گوشواره است

آن نجوا و زمزمه های شبانه را

یادآور منی

در خاطر منی

 در موسم بهار

کز مهر بامداد

آن لحظه ای رمیده زمن در بر منی

در خاطر منی

 تنها توئی توئی که روشنگر منی

 در باور منی

در خاطر منی 

با چلچراغ یاد تو نورانی ام هنوز

پنداشتی که نور تو خاموش می شود؟

و آن عشق پایدار فراموش می شود؟

نه ای امید من!

دیوانه ی توام

افسونگر منی

هر جا به هر زمان

در خاطر منی.

 21فروردین سالروز شهادت نازنین من !

نظرات ()



پیام تار موی سفید
نویسنده: سما - شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠

امروز یه تار موم هی میومد جلوی چشمم و اذیتم می کرد اولش فکر کردم نخ

روسریمه ,  خلاصه کندمش دیدم دردم اومد !

نگاش کردم دیدم چقدر سفیده و هی  جولون می داد تا من ببینمش 

 انگار می خواست چیزی بگه

همینطوری با دقت نگاش کردم

علاقه ای بینمون ایجاد شد انگار نمی خواستم رهاش کنم

ولی بهم گفت حواست هست

داری به ایستگاه آخر نزدیک می شی

خودتو جمع وجور کن

اینو گفت ومن شنیدم و رفت !!؟

نظرات ()



هدیه های خدا
نویسنده: سما - یکشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٠

آدمایی که در اطراف ما زندگی می کنند همه هدیه ای از طرف خدا با عناوین مختلفند.

هدیه های خدا در هرشکلی که هستند و با هر ایده ای که زندگی می کنند را فقط

دوست بداریم !!

نظرات ()



مبارک
نویسنده: سما - دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠

مبارک از برکت میاد و چیزی مبارکه که پر بار و پر برکت باشه

یا حداقل از خودش ثمری داشته باشه

به همین دلیل تولدی مبارکه که این ویژگی برش بار شده باشه

حالا با توجه به این خصوصیت

منکه نفهمیدم تولدم مبارکه یا ...

نظرات ()



چقدر فاصله تا شاهراه اخلاص؟
نویسنده: سما - یکشنبه ٤ دی ۱۳٩٠

شنیده بودم که می گفتن طرف انقدر کاراشو یواشکی انجام می ده که اون دستشم با

خبر نمیشه

امروز آرزو کردم کاش آدم یه کاری انجام می ده خودشم خبر دار نشه

تا نخواهی برای ساکت کردنش

هی تو سرش بزنی و هی بخواهی از همه ترفندها استفاده کنی تا از میدان پیروز

بدرش کنی

نظرات ()



یلدا بلندترین شب
نویسنده: سما - چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠

 بعضی وقتا همه زمانمونو از دست می دیم تا یه لحظه رو ازش بهره

 ببریم (چه جوریش به خود هرکس مربوطه) وگاهی از یه لحظه استفاده

 می کنیم تا همه چیزو داشته باشیم !

 نمی دونم تاحالا به زمانهای ازدست رفته فکرکردیم ؟!

 نمی دونم ارزش زمانهای از دست رفته رو مثل همین چند لحظه یلدا

 محاسبه کردیم؟

 نمی دونم تا حالا به یلداهای عمر خودمون فکرکردیم؟

 راستی یه برآورد منطقی کنیم، که این همه سرمایه گذاری برای

 پاس داشت شب یلدا می کنیم ، مهمترین چیزی که بدست می آوریم  چی می تونه

 باشه؟

 توروخدا کلیشه ای حرف نزنیم!!

 به هرحال شب یلدا ، بهمون داره میگه تا حالا شبا بلند بود و

 می خوابیدیم اما از این به بعد روزا داره بلند میشه واین یعنی تلاش بیشتر!

 راستی داشت یادم می رفت روز عاشورا که تموم شد اهل حرم وارد شب

  یازدهم محرم شدند،می تونید محاسبه کنید یلدای اونا چقدر طولانی بود ؟

 ازخستگی  شاید  می خوابیدند ،  چشم  باز می کردند ومی دیدند که       

 هنوز صبح 

 نشده !                                                                                          

 راستی هنوز هم صبح نشده وما خوابیم در این یلدای طولانی زمان !

 هی بیدار میشیم تا ببینیم صبح شده یانه ؟

 ودوباره می خوابیم ما به یلدا عادت کردیم ولی با همه اینا منتظریم تا صبح

 بشه وآفتاب عالمو بگیره !!

 به امید سر سزدن سپیده پس از یلدای تاریک زمان !!

 شاید این هفته . . .شاید زمانی  دیگر!

نظرات ()



وقتی راننده تاکسی معلم من می شود
نویسنده: سما - دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠

امروز برای رفتن به کلاس سوار تاکسی شدم ، از قضا راننده تاکسی پیرمرد

نازنینی بود که حدود 80-75 سال سن داشت . خلاصه سروروش سفید بود .

ظاهرا خصلت رانندگی اینه که حرفی بزنن و سکوت را بشکنند،

گفت آب وهوا خوبه ؛انصافا خدا سنگ تموم گذاشته اگر یخ بندون هم بشه دیگه

نعمت تمومه  و کثیفی زمین تموم میشه !

بعد با طعنه گفت ما ایرانیاهم که الحمدلله خیلی خوبیم ...!!

و دو جمله گفت که برام خیلی مهم شد.

ا ولا از پسرش گفت که دمرو تا اونوقت ظهر (ساعت 1) خوابیده .!

پیرمردراننده گفت : بهش می گم پسر! تا آخر عمرتم که دمرو بخوابی از زمین

هیچی گیرت نمیاد!

اصلا زمین چیزی نداره که بده !

بلکه باید روتو به آسمون کنی، روتو به خدا کنی ا ونوقت صاحب همه چی

می شی.

بعدهم گفت حروم خوری تنها دزدی کردن نیست حروم خوری حرص زدنم هست

وقتی مال خودته اما داری مثل لاشخورا می خوری ودر خوردنش حرص

می زنی ،خوب اینم یه جور حروم خوری دیگه.

 

 

نظرات ()



بازهم غفلت
نویسنده: سما - سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠

چند وقت پیش مطلبی از غفلت  تو وب گذاشتم که واکنش بعضی را بدنبال

داشت .

اما امروز که روز عاشورای 1433 /1390هست دوباره به این مطلب رسیدم که

غفلت اگر نبود ؛ امروز همه جان می دادند .امروز هر جا نگاه می کنی اصلا

چشمتم که می بندی عاشورا را می بینی؟؟!

می خواهی ضجه بزنی نمیشه!

 باید بمیری بازم نمیشه !

 دوباره خدارو شکر می کنم از نعمت غفلت !

 فقط یک کلام می شه گفت و اونم اینکه با وجود حضرت ابا عبدالله جایی برای 

 من نیست .

 اگر او تشخص داره   م ن  هیچم !

 اگر او سایه است   م ن   بازم هیچم !

 اصلا دربرابر حضرتش  منی  نمی ماند .

 دنیا بلکه عقبی هم، همه حسین است .

 دیگر هیچ...

 فقط ببار !

نظرات ()



حی علی العزا فی ماتم الحسین
نویسنده: سما - دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠

ازشب اول محرم بنام نامی حضرت امام حسین علیه السلام خیمه ای برپاست .

وهرشب حدیثی از حضرتش بر صفحه دل نقش می بندد.

آدرس:         http://hajjedel.parsiblog.com

نظرات ()



اینگونه نباش
نویسنده: سما - شنبه ٢ مهر ۱۳٩٠

بیندیش که :

مثل غبار نباشی که هرجا می نشیند.

مثل بادهم نباشی که همه چیز را به هوا می برد.

پس مثل باران باش !

که بر غبار وباد می بارد و هوا را مترنم می کند .

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »